از مسائل مورد بحث ومهم در تمام اعصار و زمانها و در زمان کنونی ، زن و مسائل در ارتباط با آن بوده و هست . هر کدام از مکاتب مختلف فکری به نوعی درباره این موضوع سخن به میان آورده و آن را شاخ و بال داده اند . یکی راه افراط و دیگری راه تفریط را پیموده است.
اما اسلام در چهارده قرن پیش ظهور کرد . در جامعه ای که زن بسیار حقیر و پست شمرده می شد ، تا جایی که زنده به گور می شد .اسلام آمد و خط بطلان بر روی تمام عقاید جاهلی کشید .
اسلام در تمام مسائل و مواردی که ارتباط با زن دارد ، صحبت کرده و آیات و روایات فراوانی در این زمینه ذکر شده است . زن از منظر قرآن همان است که در طبیعت هست . از این روست که هماهنگی و انطباق کامل بین دستورات الهی اسلام و دستورات فطرت و طبیعت می باشد .
اسلام بزرگترین خدمت را با اصولی که در قوانین و احکام مربوط به زن قرار داده به زن اعطا کرده . همزمان با آشنا کردن زنان به حقوق واقعی خود شخصیت و کرامت فراموش شده ایشان را احیا نمود . اسلام به شیوه های مختلف کرامت انسانی زن را برای همگان آشکار می سازد .
« اسلام در حق زن نظریه ای ابداع کرده که از روزی که جنس بشر پا به عرصه دنیا گذاشت تا آن روز چنین طرز تفکری در مورد زن نداشت . اسلام در این نظریه خود ، با تمام مردم جهان درافتاد ، و زن را آنطور که هست و بر آن اساسی که آفریده شده ، به جهان معرفی کرد ، اساسی که به دست بشر منهدم شده و آثارش نیز محو گشته بود . »1
در تمام مسائل زنان که اسلام به آن پرداخته ، اصولی همواره حاکم است که اهداف والایی را از آن اصول ، مد نظر داشته است .که در اینجا به بررسی اجمالی در مورد این اصول که پایه ریز مسائل زنان در مکتب اسلام می باشد ، می پردازیم .
اصل تساوی زن و مرد
به کار بردن واژه تساوی بسیار ظریفانه است . در اسلام تساوی حقوق زن و مرد مطرح است نه تشابه. برعکس جامعه غرب که سعی می کنند تساوی را با تشابه یکی فرض کنند .
مساوات در اسلام ، اصلی غیر قابل انکار و حتی تردید ناپذیر می باشد و ریشه در تمام قوانین ودستورات اسلامی دارد . گرچه این اصل ، قلمرو گسترده دارد و نمی توان آن را محدود به بعضی مسائل کرد ؛ اما
دراینجا به بعضی اشاره می کنیم :
ازدواج :
در امر ازدواج زن همانند مرد در تصمیم گیری و انتخاب در این امر آزاد است و هیچ اجباری در کار نیست و بدون رضایت او ، پیوند ازدواج ، اعتباری ندارد .
امام صادق(ع) می فرمایند :
« تستأمروا البکر و غیرها و لاتنکِح الا باَمرِها »2
با زنان چه باکره و چه غیر باکره در امر زناشویی مشورت کنید و با آنان پیوند زناشویی نبندید مگر به خواست خودشان.
پاداش و کیفر:
زن و مرد هردو ، در تکالیف و وظایف معنوی خود یکسان و برابرند و به صورت یکسان از ثواب و عقاب اعمال خود بهره می گیرند .
استاد محمد تقی جعفری می فرماید :
« در قرآن حتی یک آیه هم وجود ندارد که در آن به مردان برتری خاصی ببخشد ویا آنان را مستحق عنایتی بیشتر از زنان قرار دهد . آیات الهی هر دو جنس را در واجبات و اوصاف عالی برابر می داند .»3
تعلیم و تربیـت:
فرا گرفتن علم و دانش موضوعی است که در آیات و روایات بدان سفارش فراوان شده است و برای هر زن ومردی ضرورت دارد . در دیدگاه اسلام آموزش حقی است که زن و مرد از آن بطور یکسان بهره می گیرند .
پیامبر اسلام (ص) می فرمایند : « طلبُ العلمِ فریضةٌ علی کل مسلم و مسلمة »4
ارث:
زمانی که اسلام ظهور کرد ، زنان از ارث محروم بودند ؛ اما اسلام تفاوت بین زن و مرد را از بین برد و حق ارث زنان را برای همگان آشکار ساخت .
قرآن می فرماید :
« للرجالِِ نصیبٌ مما ترک الوالدانِ و الاقربون و للنساء نصیبٌ مما ترک الوالدان و الاقربون مما قل منه و کثر نصیباً مفروضاً »5
قانون ارث در نظام حقوقی اسلام بر پایه عدالت بنیان گذاری شده است و اگر به این نکته توجه شود که زن هیچگونه مسئولیت مالی در برابر اطرافیانش ندارد ، بسیار منصفانه و منطبق بر شأن و کرامت زن نشان می دهد . البته در مواردی سهم الارث زن برابرسهم مرد وشاید بیشتر هم باشد که در احکام و قوانین اسلامی و مدنی توضیح آن آمده است .
پس به عبارت بهتر می توان گفت : اسلام ارث را بر اساس زن یا مرد بودن بنیان نکرده ، بلکه بر پایه مسئولیتها و وظایفی که افراد در قبال دیگران دارند ، وضع نموده است .
عقیده و ایمان:
هر انسانی چه زن و چه مرد از نظر ایمان مساوی هستند و هیچگونه تفاوتی از این مورد بین آنها وجود ندارد .
قرآن کریم می فرماید :
« وَالذین یُؤذون المؤمنین و المؤمناتِ بِغَیر ما اکتَسَبوا فقدِ احتَمَلوا بهتاناً و اثماً مبینا ً»6
وآنان که مردان و زنان با ایمان و بی تقصیر و گناه را بیازارند ، دانسته گناه و تهمت بزرگی را مرتکب شده اند .
ا صل وحدت هویت و بعد انسانی زن و مرد
آفرینش:
زن و مرد ازیک گوهر و سرشت ، بدون هیچگونه برتری از نظر خلقت نسبت به یکدیگر آفریده شده اند . و این نکته در آیات نورانی قرآن کریم بارها یادآوری شده است . آنجا که می فرماید :
« هو الذی خلقَکم من نفسٍ واحدةٍ و جعل منها زوجَها لیسکنَ الیها ... »7
اوست که همه شما را از یک تن بیافرید و از آن یک تن زنش را نیز بیافرید تا با او آرامش یابد.
« و مِن ایاتِه اَن خلق لکم مِن انفسکم ازواجاً لِتَسکنوا اِلیها ... »8
و از نشانه های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنار ایشان آرامش یابید ... .
پس زن در خلقت از همان جوهر مرد است و عقاید باطلی که در این زمینه مخصوصا در دوره جاهلیت رواج داشته ، همه توسط آیات نورانی قرآن فسخ شده است و « من نفس واحده » و« من انفسکم » در آیات یاد شده نشان از همین مطلب دارد .
تکامل زن:
زنان همانند مردان می توانند به رشد معنوی و تکامل روحی دست یابند و این مسئله اختصاصی به جنس مرد ندارد. همانگونه که قرآن این نکته را به روشنی تصریح می کند :
« و مَن یَعمل مِن الصالحات مِن ذکرٍ اَو اُنثی و هو مُؤمِن فَاولئک یَدخُلون الجنة و لایظلمون نَقیرا »9
و هرکس کاری شایسته کند ، چه زن و چه مرد ، اگر مومن باشد به بهشت می رود و به قدر آن گودی که بر پشت هسته خرماست به کسی ستم نمی شود .
« مَن عمل صالحاً مِن ذکرٍ اَو انثی و هو مُومن فلنحیینّه حیاةً طیبة و لنجزینَّهم اجرُهم باحسن ما کانوا یعلمون »10
هر مرد و زن که کاری نیکو انجام دهد ، اگر ایمان آورده باشند ، زندگی خوش و پاکیزه ای به او خواهیم داد وپاداشی بهتر از کردارشان .
اصل تفاوت طبیعی بین زن و مرد
بدون شک بین زن و مرد از لحاظ های گوناگون تفاوت است و به هیچ عنوان نمی توان آن را انکار کرد ؛ اما هرگز نمی توان این تفاوتها را کمبود و نقص برای یک جنس و برتری برای جنس مخالف برشمرد .
به عبارت دیگر « تفاوتهای زن و مرد تناسب است نه نقص و کمال ، قانون خلقت خواسته است با این تفاوتها تناسب بیشتری میان زن و مرد که قطعا برای زندگی مشترک ساخته شده اند به وجود آورد .»11
بعد جسمی :
روشن است که زن ومرد از نظر جسمی تفاوتهای زیادی دارند و هیچ فردی این را انکار نمی کند . حتی هر یک از سلولهای بدن هر انسانی نشان از جنسیت خویش داردو این تفاوتها دلیل بر فرق در توان کاری و قدرت بدنی شده که به طور معمول مردان از زنان قویتر می باشند و از این نظر برتری دارند . اما رشد دختران ازپسران شدیدتر و بلوغ آنها زودتر صورت می گیرد . ازدواج و تولید نسل معلول همین تفاوتهاست .
بعد روانی و عاطفی :
زنان سرشار از عواطف و احساسات می باشند و زودتر از وقایع تأثیر می پذیرند و به هیجان می آیند . البته این وجود مالامال از احساس حکمتی است تا کار تولید نسل و تشکیل خانواده بهتر صورت گیرد .
علامه طباطبایی در مورد تفاوتهای جسمی و عاطفی چنین می فرمایند :
« زن در عین دارابودن مشترکات از جهاتی با مرد اختلاف دارد . چون ویژگیهای ساختمانی متوسط زنان نظیر : مغز ، قلب ، شریانها ، اعصاب ، قامت و وزن ، طبق آن چه که در کالبد شناسی توضیح داده شده است از متوسط مردان در همان ویژگی ها مؤخرتر است و این مسئله موجب شده است که جسم زن لطیفتر و نرم تر از مرد باشد و در مقابل جسم مرد درشت تر و سخت تر باشد . و احساساتی لطیف نظیر : دوستی ، رقت قلب ، زیباگرایی و آرایش جویی در زن بیشتر و اندیشه گرایی در مرد فزون تر شود . بنابراین زندگی زن « احساس گرا » و زندگی مرد « اندیشه گرا » است . »12
اصل استقلال و آزادی زن
بعد فرهنگی :
اسلام می خواهد زن آشنا به تمام معارف الهی باشد و از نظر فرهنگی و علمی رشد کند تا بتواند نسلی عالم به معارف حقه و سرشار از علم و دانش بپروراند . به همین دلیل آموختن علم و دانش را محدود به زمان و مکان نکرده و بر هر انسانی اعم از مرد و زن ضروری و لازم دانسته است . حتی در آموختن اصول اعتقادات و احکام شرعی که بر زنان تکلیف و واجب می باشد ، اجازه شوهر شرط نیست و منع شوهر در آن تأثیری ندارد .
بعد اجتماعی :
در اسلام زنان در مسائل اجتماعی شرکت می کنند و هیچ منعی برای شرکت در فعالیتهای گروهی ندارند . مانند شهادت دادن ، سرگرمی در اوقات قراغت ، حق امر به معروف و نهی از منکرقرآن می فرماید :
« والمؤمنینَ و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهَون عن المنکر و یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و یُطیعون الله و رسوله اولئک سیرحمهم الله اِن الله عزیٌز حکیمٌ »13
مردان مؤمن و زنان مؤمن برخی بر برخی ولایت ( سرپرستی ) دارند . به معروف یکدیگر را امر می کنندو از منکر بازمی دارند و نماز می گذارند و زکات می دهند و از خدا و پیامبرش فرمانمی برند ، خدا اینان را رحمت خواهد کرد ، خدا پیروزمند و حکیم است.
البته اسلام حضور زن در اجتماع را مشروط بر حفظ حجاب و پوشش کامل او دانسته ؛ که این به معنی محدود کردن زن نیست . به عبارت دیگر « اسلام با حضور اجتماعی زن مخالف نیست ؛ بلکه با بی بندوباری و بی پروائی و بی عفتی اجتماعی مخالف است. حجاب در اسلام به معنی منع حضور زن در جامعه نیست ؛ بلکه به معنی حضور تحت شرایط معین است .»14
بعد سیاسی :
در زمان پیامبر اکرم (ص) شوهر یا پسر بجای زن نمی توانست بیعت کند ؛ بلکه پیامبر (ص) طبق دستور قرآن کریم با زنان بیعت کردند و در تاریخ نیز ثبت شده است .
قرآن می فرماید :
« یا ایها النبی اذا جاءک المؤمنات یبایعنک علی اَن لایشرکنَ بالله شیئاً و لایسرقن و لایزنین و لایقتلن اولادهن و لایأتین بهتان یفترینه بین ایدیهن و ارجلهن و لایعصینک فی معروف فبایعهن و استغفر لهن الله اِن الله غفورٌ رحیم ٌ»15
ای پیامبر اگر زنان مؤمن نزد تو آمدند با بیعت کنند ، بدین شرط که هیچ کس را با خدا شریک نکنند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و بهتان نزنند و فرزندی را که از آن شوهرشان نیست به او نسبت ندهند و در کارهای نیک از تو نافرمانی نکنند ، با آنها بیعت کن و برایشان از خدا آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده و مهربان است .
پس زنان به عنوان یک فرد در جامعه انسانی می توانند در فعالیتهای سیاسی شرکت کنند و نظر خود را درباره موضوعات سیاسی آزادانه بیان کنند .همچنین زنان در زمان پیامبر (ص) در نهضت بزرگ اجتماعی – سیاسی هجرت شرکت کردند .
قرآن کریم می فرماید :
« یا ایها الذین امنوا اذا جاءکم المؤمنات مهاجرات فامتضوهن الله اعلم بایمانهن فان علمتموهن مؤمنات فلاترجعوهن الی الکفار»16
ای ایمان آورندگان . چون زنان مؤمنی که مهاجرت کرده اند به نزدتان آیند ، بیازماییدشان . خدا به ایمانشان داناتر است . پس اگر دانستید که ایمان آورده اند ، نزد کافران بازشان مگردانید ... »
بعد اقتصادی:
اسلام زن را در مباحث مالی و اقتصادی آزاد گذاشته است .
« للرجال نصیبٌ مما اکتسبوا و للنساء نصیبٌ مما اکتسبن » 17
« اسلام به شکل بی سابقه ای جانب زن را در مسائل مالی و اقتصادی رعایت کرده ، از طرفی به زن استقلال و آزادی کامل اقتصادی داده و دست مرد را از مال و کار او کوتاه کرده و حق قیمومیت در معاملات زن را از مرد گرفته و از طرف دیگر با برداشتن مسؤولیت تأمین بودجه خانوادگی از دوش زن ، او را از هر نوع اجبار و الزامی برای دویدن به دنبال پول معاف کرده است .»18
علاوه بر آزادی اقتصادی زن در اموال خود ، اسلام برای زن مهریه و نفقه قرار داده است ؛ به این علت که نیروی جسمانی او کم است و همچنین قوای بدنش در اثر دوران بارداری و شیردهی و تربیت فرزند نیز کمتر می شود وپرداخت نفقه و مهریه بر مردان واجب است .
اصل بزرگداشت شخصیت زن :
در نقش همسری:
قرآن می فرماید :
« و عاشروهن بالمعروف »19
علامه طباطبایی می فرماید : « معروف همان چیزی است که متضمن هدایت عقل و حکم شرع و فضیلت و محاسن خلق نیکو و سنتهای حسنه در آداب است .» 20
در روایات نیز مردان به نیکی کردن و حسن معاشرات با همسرانشان سفارش شده اند .
پیامبر اسلام (ص) می فرمایند :
« خیرکم ، خیرکم لأهله و أنا خیر لأهلی »21
بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهترین باشد و من برای خانواده ام بهترینم .
پیامبر (ص ) :
«اقربکم منی مجلسا یوم القیامة ... خیرکم لاهله »22
نزدیکترین شما به جایگاه من در روز قیامت ، کسانیند که با همسرانشان بهتر رفتار کنند.
در نقش مادری:
در مکتب انسان ساز اسلام بر احترام به پدر و مادر سفارش شده است .
« و قضی ربک ألا تعبدوا إلا ایاه و بالوالدین إحسانا ....»23
«و وصینا الانسان بوالدیه ...»24
اما در مورد مادر و احترام نسبت به او بیشتر سفارش شده است .
«الجنة تحت اقدام الامهات »25
بهشت زیر پای مادران است .
در نقش فرزندی :
تا قبل از ظهور اسلام به علت وجود عقاید جاهلی که بین مردم رواج داشت ، فرزند دختر را ننگ و حقیر می شمردند . اما اسلام به دختر ارج نهاد و شخصیت و کرامت انسانی او را احیا کرد . پیامبر (ص) دست دخترشان را می بوسیدند و به ایشان احترام می گذاشتند .
«وقتی به پیامبر (ص) خبر دادند خداوند دختری به او عطا کرده نگاه حضرت به صورت اصحابش افتاد، آثار ناخشنودی را در چهره آنان ملاحظه کرد ، سپس فرمود : این چه حالتی است که در شما می بینم ؟ خداوند گلی به من داده ؛ آن را می بویم و روزیش با خداست .»26
امام صادق (ع) :
«البنات حسنات و البنون نعمة و الحسنات یثاب علیها و النعمة یسأل عنها »27
اهداف
احیای شخصیت زن :
اسلام کرامت و شخصیت زن را زنده و احیا کرد ؛ شخصیتی که به فراموشی سپرده شده و از بین رفته بود . زنانی که در دوره جاهلیت از حقوق انسانی خود محروم بودند و حتی به دید یک انسان به آنها نگاه نمی شد ، با حقوق خود آشنا شدند و اجازه یافتند در جامعه حضور فعال داشته باشند .
لغو بد بینی ها :
زن را در دوران قبل از اسلام ، عامل وسوسه ، فریب و گول زدن مردان و مایه ننگ و خواری برای خانواده و پست و حقیر می شمردند . اسلام با شخصیت دادن به زن و سفارش های فراوان نسبت به زن و احترام به جایگاه زن و بیان حقوق او تمام این عقاید خرافی و جاهلی را از بین برد و ریشه کن کرد .
لغو ضرب و شتم و آزار رساندن به زنان :
در آیات و روایات بسیار بر حسن معاشرت و نیکویی به زنان سفارش شده و از آزاررساندن به زنان نهی شده است . در دوران تاریک قبل از اسلام به این دلیل که برای زن هویت انسانی قائل نبودند ، از هرگونه آزار و اذیت نسبت به او دریغ نمی کردند .
رسول اکرم (ص) می فرمایند :
« مَن ضرَب اِمرأة بغیر حق فأنا خَصمُه یومَ القیامة»28
کسی که همسر خود را بدون حق بزند من در روز قیامت دشمن او هستم .
احیای حقوق زن:
درآن روزگاری که برای زن ارزش و منزلتی قائل نبودند ، اسلام مردان را به پرداخت نفقه و مهریفرمان داد و آن را به عنوان یک وظیفه و مسئولیت برعهده مردان نهاد .
اسلام در تمام مسائلی که مطرح می کند ، سیستم خاص خودش را دارد . بسیار قاطع با اصول والای انسانی و اهدافی بسیار عالی که در هیچ کدام از قوانین بشری و مکاتب ساخته دست بشر یافت نمی شود . به این علت که تمام احکام و قوانین آن منطبق بر اصول فطرت و خلقت می باشد و هیچگونه تضادی با قوانین حاکم بر طبیعت ندارد . پس تمام انسانهای پاک سرشت پذیرای احکام نابش می باشند .
امید است بتوانیم با به کاربردن دستورات اسلام در احیای احکام الهی کوشا باشیم .
والسلام
پژوهش : مرجان کاظمی
مدرّس مدرسه علمیه نرجس ( س) مشهد مقدس
پی نوشت ها
1. سید محمد حسین طباطبایی ، ترجمه تفسیر المیزان ، جلد چهارم ، صفحه 99
2 .وسائل الشیعه ، جلد 14 ، ص 214
3.محمد تقی جعفری ، تفسیر نهج البلاغه ، ج 11، ص 286
4. وسائل الشیعه ، ج 18 ، ص 13-14
5. سوره نساء ، آیه 7
6. سوره احزاب ، آیه 58
7. سوره اعراف ، آیه 189
8. سوره روم ، آیه 21
9.سوره نساء ،آیه 124
10. سوره نحل ، آیه 97
11.مرتضی مطهری ، نظام حقوق زن در اسلام ، ص 161
12.محمد حسین طباطبایی ، تفسیر المیزان ، ج 4 ، ص 89
13. سوره توبه ، آیه 71
14. علی قائمی ، حیات زن در اندیشه اسلامی ،ص 244
15.سوره ممتحنه ، آیه 12
16. سوره ممتحنه ، آیه 10
17. سوره نساء ، آیه 32
18.مرتضی مطهری ، نظام حقوق زن در اسلام ، ص 208
19. سوره نساء ، آیه 19
20. تفسیر المیزان ، چ 2 ، ص 228
21.وسایل الشیعه ، ج 20 ، ص 171 ، ح 8
22.وسایل الشیعه ، ج8 ، ص 507
23.سوره اسری ، آیه 23
24.سوره لقمان ، آیه 14
25. مستدرک الوسائل ، ج 15 ص 180
26.وسائل الشیعه ، ج 21 ، ص 365
27.وسائل الشیعه ، ج 15 ، ص 10323
28. ارشاد دیلمی (1) و (2) ص 291
فهرست منابع و مأخذ
1. قرآن کریم
2.حر عاملی، محمد ، وسائل الشیعه ، موسسه آل البیت (ع) لاحیاء التراث، قم ، چاپ سوم ، 1374 هـ .شجلد15 ، 20 ، 21
3.جعفری ، محمد تقی، تفسیر نهج البلاغه
4.طباطبایی ، سید محمد حسین ، تفسیر المیزان ، انتشارات موسسه مطبوعاتی دارالعلم ، قم
5. قائمی ، علی ، حیات زن در اندیشه اسلامی ، انتشارات امیری ، چاپ اول ، 1373 هـ .ش
6.محدث نوری ،مستدرک الوسائل ، موسسه ال البیت(ع) لاحیاء التراث ، قم ، چاپ اول ، 1407 هـ ق
7. ارشاد دیلمی ، ج 1 و 2


