نگاه نو
این وبلاگ با موضوعات معرفتی و روانشناسی در جهت پیشبرد سطح آگاهی اعضای خود و عموم استفاده کنندگان فعالیت می کند .
سه‌شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1386 :: 11:38 ::  نویسنده : انصارالائمه

حال که به عبد بودن و وظیفه عبد نسبت به مولا واقف شدیم دومین دلیلی که باید در جواب این سوال که ، چرا خداوند دستور داده با او صحبت کنیم ؟ ،می توان گفت این است که باید دانست که عبد آنقدر کوچک است که در مقام اول باید به جبر و بدون سوال فرامین را بپذیرد که این ناشی از مقام کبریایی حضرت حق است و او خود برای بندگانش این را اول می پسندد .

 

 ذکر محوری نماز را الله اکبر قرار داده تا هر روز بندگانش به جلال و جبروتش اقرار کنند و رحمت و رحیمیت او بندگانش را به فراموشی اقتدارو کبریایی اش نکشاند . آیا در مقابل چنین خدای با کبر وبزرگی می توانیم جز از در اطاعت وارد شویم .

 

 کبر برای بنده صفت نکوهیده ای است . ولی برای پروردگار جزء صفات عالی محسوب میشود . این صفت برای بندگان خوب خدا باعث دل گرمی می شود نه باعث دوری از خدا . آنها درست مانند کودکی که از چیزی ترسیده و به سرعت خود را به پدر خود، که اورا مظهر قدرت میداند ، میرساند ، عمل میکنند . اتفاقا برای عبد ،خدایی که مظهر کبر و رحمت در یک جا باشد بهتر از مولایی است که فقط مهربان باشد ولی در مقابل کبریایی دیگران به زانو در آید ؛پس از بزرگی خدا متوجه شکوه او باید شد و از عبد چنین مولایی بودن در مقابل دیگرانی که عبد پول و ثروت دنیا ، تجمل وعلم و ... شده اند در حالی که تمام آنها در چشم به هم زدنی فانی خواهند شد ،باید لذت برد .

 

از مولا بودنش لذت ببریم که حتی در ذکر  بسم الله الرحمن الرحیم هم که سخن از رحمت ورحیمیت خدا است باز کبریایی او ظاهر است . مگر نه اینکه در بین انسانها اگر معلمی بگوید من مهربان ترین معلم هستم همه اورا متکبر خواهند خواند ، حال می بینیم که خدا خود را بخشنده ترین و مهربان ترین معرفی می کند . آیا این از روی کبر خدا نیست.

 

پیامبر اعظم (ص) :

قال الله تعالی :« الکبریاء ردائی فمن ناز عنیّ ردائی قصمته »    

خدای والا می فرماید : کبریا ردای من است و هر که مدعی ردای من شود در هم می شکنمش .

 

مولا آن عبادتی را از بنده می پذیرد که بی چون و چرا عمل کرده باشد و نه آنکه به دل بنده خوش آمده و عمل کرده باشد مانند عمل به رساله عملیه در حوزه فروع دین . همین که مسجل شد خدا حتما این تکلیف ،مثلا شکسته خواندن نماز در مسافرت، را مورد نظر قرار داده باید دقیق همان را عمل کرد .

 

باید به خدا اعتماد کرد ؛ توکل از گونه است ، یعنی بنده فعل را شروع می کند ولی میداند که فعل بهانه است و همان چه که خدا می خواهد انجام خواهد شد .

اگر این استدلال ها درست نبود خدا از سر لطف و برای هدایت ما هیچ گاه لازم نمی دید که مقام پست ما را مدام حتی در اولین لحظات وحی به رخ ما بکشد : 

« خلق الانسان من علق »

 

پس همیشه بنا را بر این بگذاریم که حتی اگر حکمت امری برای ما روشن نبود ولی مجاب شدیم که امر خدا در آن محقق شده آن را از سر اطاعت به کار ببندیم .

                                              ادامه دارد                               

آخرین مطالب
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 349782