این وبلاگ با موضوعات معرفتی و روانشناسی در جهت پیشبرد سطح آگاهی اعضای خود و عموم استفاده کنندگان فعالیت می کند .

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1387
نصایح آیت الله بهجت

ما آلوده به پستیهای درونی و بیرونی هستیم، ما را طبابت کنید و در پیمودن این طریق ما را راهنمایی بفرمایید.

 

ج: بسمه تعالی

 

 زیاد بگوئید «استغفر الله» و خسته نشوید،

 

و خاطر جمع باشید این علاج است.

 

« داؤکم الذنوب و دواؤکم الاستغفار ».
( کنز العمال، ج 1، ص 479 ).

 

 

یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
من مات من العشق مات شهیدا

 

                                                                    

 

ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای! ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی. دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.

 

و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری!

محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.

 

و سلام بر حسین! سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و

راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.

 

سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و

معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.

 

حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را  عاشقانه تعبیر کرد.

حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین(ع) فراموش خواهد شد. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد. پس بر او سلام باد.

 

سه شنبه 1 آبان ماه سال 1386
از مسلمان تا سلمان

 

این عجم زاده را به حضور بپذیر ! این مسافر سالیان دراز را به حضور بپذیر ! این کاوشگر اعصار و قرون متمادی را میهمان نوازش خود کن ! سلمان را می گویم ! همان که از اهل کتاب ، داستان دین حنیف را شنیده و سالها به اشتیاق دیدنت دویده است ! همان که در راه مکه به اسارت گرفته شد ! همان که در سکوت نخلستان مردی یهودی خرمای دلتنگی برداشت می کرد . حالا آمدنت را شنیده است ! و حالا بی قرار و خسته به کنارت آمده است .

.

.

.

امروز اقیانوس چشمان شور انگیزت را به سمت تشنه ای باز کن که فردا روز ، او را از زمره خانواده خویش به شمار خواهی آورد : « سلمان منا اهل البیت » . دستان پر مهرت را به آسمان سر مردی بکش که یعقوب عمرش در حسرت یوسف تو پیر شده و اکنون کنعان دلش ، لبریز ملاقات با توست .

ای آنکه بر سلمان ، مژده رهایی از اسارتها و جسارتها را دادی ، بر حقیقتی آغوش گشا که فردا روز دست از یاری علی ( ع ) بر نخواهد داشت و از حمایت او دامن نخواهد کشید . مردی که سترگ و ژرف می ماند و دل از غیر هارون امت تو ، می رماند . همان که به دخترت فاطمه ( ع ) احترام بسیار می گذارد و میهمان خرماهای خانه خاندان تو خواهد شد . همان که در تنهایی لحظه ها ، در غربت ماهها ، در اندوه سالها و در مدائن خاطره ها جان می سپارد و پسر عمت به بالینش می آید . همان که خاطره روزهای با تو بودن و بر کلام علی آغوش گشودن را همواره مرور می کرد و چشم به وصال تو می دوخت . بگذار امت تو در آینه سلمان ، مسلمانی را تماشا کنند و سخت ایمانی را . بگذار سلمان روح امت تو ، در مدائن تنهاییها هم تو را فراموش نکند ، چنان که تو یاران با وفایت را فراموش نکردی .

 

 

بخشی از کتاب با برادر مسیح  تالیف حجت الاسلام جواد محمد زمانی

   1      2      3      4      5    >>